چتر ...
زیر باران گریه می کردم آرام و بیصدا
تو چتر را بالای سرم گرفتی
اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند ...!
و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید
بالای دلم باشد نه روی سرم ...
[ چهارشنبه 01 آذر 1391 ] [ 11:50 ] [ ajihayatim ]
[
ارسال نظر(3)
]