رفتنت . . .
[ جمعه 03 آبان 1392 ] [ 14:12 ] [ ajihayatim ]
[
ارسال نظر(0)
]
هر آن کس که بداند و نخواهد که بداند بیدارش نکنید خفته بماند...

خداوندا
ازبچگی به من آموختند:
همه را دوست بدارم حال که بزرگ شده ام،
و کسی را دوست می دارم، می گویند:
فراموشش کن.
روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود
جای خالے ام را حِس کـُـنے
دَر دِلَت با بغض بگـُویے :
" ڪاش اینجآ بود "
اما مَـטּ دیگـَـر
بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم
شکستن یک دل چقدر قدرت میخواست که پنداشتی تو قویترین بودی ؟
خدایــــــــــــــــــا !
خسته ام ، استراحت می خواهــــــــــــم؛
حتی به اندازه یک ثانیه!!!
رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید
سرانجامش افتادن است !!!
