اندیشیدن . . .
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند...
بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.
هر آن کس که بداند و نخواهد که بداند بیدارش نکنید خفته بماند...
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند...
بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.
هیچ قفسی حریف پرواز نیست !
به سلامتی درخت ، نه به خاطر میوش ، به خاطر سایش ، به سلامتی دیوار ، نه به خاطر بلندیش ، واسه اینکه هیچ وقت پشت آدم رو خالی نمی کنه ، به سلامتی دریا ، نه به خاطر بزرگیش ، واسه یک رنگیش ، به سلامتی سایه که هیچ وقت آدم رو تنها نمی ذاره .
در مذهب عاشقان قرار دگر است
وين باده ناب را خمار دگر است
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کار دگر است و عشق کار دگر است

تمام شد نوبت عمر و به سر نرفت
خيال يار به سوي خم دگر نرفت
عجب حکايتي کند اين شمع هاي ميخانه
چه باده ها به بهاي زلف زر نرفت

غار حرا سراسر لبریز نور سرمد
جبریل آمد و گفت قم فانذر محمد
برخیز و رهبری کن،بر یار یاوری کن
بر خلق هر دو عالم، از حق پیمبری کن
نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد
ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم
به ظاهر گر چه مي خندم
ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
نفرین به سادگی ام که بی دل تو
به یاد تو روح و جسم خود آزردم

همه می گویند: چون می گذرد غمی نیست
چرا هیچکس نمی گوید: تا بگذرد؛
درد کمی نیست . . .